خرید بک لینک

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی؛

  ماهی   تو

جان سپرده روی خاک...

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

دلهای ما که به هم   نزدیک   باشند

دیگر چه فرقی میکند

که کجای این جهان باشیم

دور باش اما نزدیک

من از نزدیک بودنهای دور میترسم

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

اینکه دلتنگ تو ام اقرار میخواهد مگر؟ اینکه از من دلخوری انکار میخواهد مگر؟ وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش دل بریدن وعده دیدار میخواهد مگر؟ عقل اگر غیرت کند یکبار عاشق میشود اشتباه ناگهان ت

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

زلف را   شانه   مزن ، شانه به رقص آمده است من که هیچ... آینه ی خانه به رقص آمده است من و میخانه ی متروک جوانسالی ها ساقی بی می و پیمانه به رقص آمده است مردم شهر نظرباز و تو در جلوه گری یار می گرید

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد
خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا
بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری
آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد
غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم
که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

بغض من گریه شد و راه   تماشا   را بست
از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد


.......

برچسب: نویسنده: شیدا باقری تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 8:25

صفحه بندی